abziehen
کسر کردن، برداشتن، عقبنشینی کردن، چاپ کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas) + von + Dativ
مبلغ یا مقداری را از کل کم یا کسر کردن.
- Vom Gehalt werden Steuern abgezogen.مالیات از حقوق کسر میشود.
- Bitte ziehen Sie die Kosten für die Reise vom Gesamtbetrag ab.لطفاً هزینههای سفر را از مبلغ کل کسر کنید.
2
Akkusativ (etwas) + von + Dativ
چیزی را از روی چیزی برداشتن، جدا کردن یا کندن (مانند چسب، روکش، یا رنگ).
- Der Kleber lässt sich nur schwer von der Oberfläche abziehen.چسب به سختی از سطح جدا میشود.
- Sie zog die alte Tapete von der Wand ab.او کاغذ دیواری قدیمی را از دیوار کند.
3
Akkusativ (Truppen / Personen) + aus/von + Dativ / intransitiv
نیروها یا افراد را از مکانی فراخواندن و خارج کردن؛ عقبنشینی کردن.
- Die Soldaten zogen sich aus der feindlichen Zone zurück.سربازان از منطقه دشمن عقبنشینی کردند.
- Die Besatzung zog sich nach dem Angriff aus der Stadt ab.نیروهای اشغالگر پس از حمله از شهر خارج شدند.
4
Akkusativ (jemanden abziehen)
شاهکلید زدن، خفتگیری کردن یا کلاهبرداری کردن از کسی (عامیانه).
- Die Betrüger zogen dem alten Mann sein ganzes Geld ab.کلاهبرداران تمام پول پیرمرد را بالا کشیدند.
- Sei vorsichtig, sie versuchen dich abzuziehen.مراقب باش، آنها سعی دارند سرت کلاه بگذارند.