mitziehen

Aussprache: /ˈmɪtˌtsiːən/
Worttrennung: mit·zie·hen
فعل

همراه شدن/همکاری کردن، همراه دیگران نقل مکان کردن، با خود کشیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با ایده، تصمیم، طرح یا اقدام بقیه همراهی و همکاری داشتن؛ موافقت کردن.

  • Wenn du das machst, ziehe ich mit.اگر تو این کار را بکنی، من هم همراهی می‌کنم.
  • Die ganze Familie zog bei der Entscheidung mit.کل خانواده با این تصمیم موافقت کردند.
2 intransitiv (mit + Dativ)

همراه با بقیه اعضای خانواده یا گروه به مکانی دیگر نقل مکان کردن یا رفتن.

  • Nach der Hochzeit zog sie mit ihrem Mann in eine andere Stadt.پس از ازدواج، او همراه با شوهرش به شهر دیگری نقل مکان کرد.
  • Die Kinder zogen mit ihren Eltern ins Ausland.بچه‌ها همراه با والدینشان به خارج از کشور رفتند.
3 Akkusativ (jemanden / etwas mitziehen)

بار، واگن یا وسیله نقلیه دیگری را دنبال خود کشیدن یا حمل کردن.

  • Der Traktor zog den schweren Anhänger mit.تراکتور تریلر سنگین را با خود کشید.
  • Das Boot zog ein kleines Schlauchboot hinter sich her.قایق، قایق بادی کوچکی را پشت سر خود می‌کشید.