mitziehen
همراه شدن/همکاری کردن، همراه دیگران نقل مکان کردن، با خود کشیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با ایده، تصمیم، طرح یا اقدام بقیه همراهی و همکاری داشتن؛ موافقت کردن.
- Wenn du das machst, ziehe ich mit.اگر تو این کار را بکنی، من هم همراهی میکنم.
- Die ganze Familie zog bei der Entscheidung mit.کل خانواده با این تصمیم موافقت کردند.
2
intransitiv (mit + Dativ)
همراه با بقیه اعضای خانواده یا گروه به مکانی دیگر نقل مکان کردن یا رفتن.
- Nach der Hochzeit zog sie mit ihrem Mann in eine andere Stadt.پس از ازدواج، او همراه با شوهرش به شهر دیگری نقل مکان کرد.
- Die Kinder zogen mit ihren Eltern ins Ausland.بچهها همراه با والدینشان به خارج از کشور رفتند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas mitziehen)
بار، واگن یا وسیله نقلیه دیگری را دنبال خود کشیدن یا حمل کردن.
- Der Traktor zog den schweren Anhänger mit.تراکتور تریلر سنگین را با خود کشید.
- Das Boot zog ein kleines Schlauchboot hinter sich her.قایق، قایق بادی کوچکی را پشت سر خود میکشید.