nachziehen

Aussprache: /ˈnaːxtsiːən/
Worttrennung: nach·zie·hen
فعل

دنبال کسی نقل مکان کردن، سفت کردن، پررنگ کردن، تقلید کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (jemandem nachziehen)

به دنبال کسی (که قبلاً رفته) به مکان جدیدی مهاجرت کردن یا نقل مکان کردن.

  • Nach dem Studium zog sie ihren Eltern nach Berlin nach.پس از تحصیل، او به دنبال والدینش به برلین نقل مکان کرد.
  • Viele seiner Freunde waren schon weggezogen, und er zog ihnen nach.بسیاری از دوستانش قبلاً رفته بودند و او به دنبال آن‌ها رفت.
2 Akkusativ (jemanden / etwas nachziehen)

پیچ، مهره، یا طنابی را مجدداً محکم و سفت کردن.

  • Bitte ziehen Sie die Schrauben nach, damit nichts wackelt.لطفاً پیچ‌ها را دوباره سفت کنید تا چیزی تکان نخورد.
  • Der Mechaniker zog die Kette des Fahrrads nach.مکانیک زنجیر دوچرخه را سفت کرد.
3 Akkusativ (jemanden / etwas nachziehen)

خط، ابرو، یا طرحی را دوباره رسم کردن یا پررنگ نمودن.

  • Sie zog ihre Augenbrauen nach, um sie definierter erscheinen zu lassen.او ابروهایش را دوباره کشید تا مشخص‌تر به نظر برسند.
  • Der Künstler zog die Konturen des Bildes mit einem dunkleren Stift nach.هنرمند خطوط اصلی نقاشی را با مداد تیره‌تری دوباره کشید.
4 intransitiv (بدون مفعول)

اقدام بقیه را تقلید کردن یا قیمت/سطح خود را به رقیب رساندن؛ دنبال کردن.

  • Nachdem die Konkurrenz die Preise gesenkt hatte, mussten wir nachziehen.پس از اینکه رقبا قیمت‌ها را کاهش دادند، ما مجبور شدیم دنبال کنیم (قیمت‌ها را پایین بیاوریم).
  • Er hat seine Leistung nicht nachgezogen.او نتوانست عملکردش را ادامه دهد (به سطح قبلی برساند).