herabziehen
پایین کشیدن، تحقیر کردن/کاستن ارزش
Bedeutungen
1
Akkusativ (چیزی را پایین کشیدن)
چیزی را فیزیکی به سمت پایین کشیدن یا پایین آوردن.
- Er zog den Vorhang langsam herab, um das Zimmer abzudunkeln.او پرده را به آرامی پایین کشید تا اتاق را تاریک کند.
- Der Wind zog die Fahne am Mast herab.باد پرچم را روی دکل پایین کشید.
2
Akkusativ (کسی/چیزی را تحقیر کردن)
ارزش، مقام، اعتبار یا روحیه کسی را پایین آوردن و تحقیر کردن؛ بدنام کردن.
- Versuche nicht, seine Erfolge herabzuziehen.سعی نکن موفقیتهای او را کوچک کنی.
- Die ständigen Kritiken zogen ihn moralisch herab.انتقادهای مداوم روحیه او را تضعیف کرد.