losziehen
راه افتادن، حرکت کردن (برای گشت و گذار یا ماموریت)
Bedeutungen
1
intransitiv (nach / in / zu + Dativ)
به راه افتادن و حرکت کردن (معمولاً دستهجمعی یا برای خرید، تفریح یا مأموریت).
- Die Kinder zogen nach der Schule zum Spielplatz los.بچهها پس از مدرسه به سمت زمین بازی راه افتادند.
- Wir ziehen morgen früh in die Berge los, um zu wandern.ما فردا صبح برای کوهنوردی به سمت کوهها حرکت میکنیم.