losziehen

Aussprache: /ˈloːst͡siːən/
Worttrennung: los·zie·hen
فعل

راه افتادن، حرکت کردن (برای گشت و گذار یا ماموریت)

Bedeutungen

1 intransitiv (nach / in / zu + Dativ)

به راه افتادن و حرکت کردن (معمولاً دسته‌جمعی یا برای خرید، تفریح یا مأموریت).

  • Die Kinder zogen nach der Schule zum Spielplatz los.بچه‌ها پس از مدرسه به سمت زمین بازی راه افتادند.
  • Wir ziehen morgen früh in die Berge los, um zu wandern.ما فردا صبح برای کوهنوردی به سمت کوه‌ها حرکت می‌کنیم.