ziepen
کشیدن و درد خفیف ایجاد کردن (مثل کشیدن مو)، تیر کشیدن مختصر
Beispiele
- Komm, wir machen mal das Pflaster ab.“ – „Aua, das ''ziept!بیا، چسب زخم را برمیداریم.» - »آخ، این درد میکشد/میسوزاند!
- einen augenblick ''ziepte'' der vogel vor todesangst, dann gab er sich gefangen – ''(Bonik,'' zitiert nach ''Grimm)لحظهای پرنده از ترس مرگ تیر کشید، سپس خود را تسلیم کرد
Bedeutungen
1
ohne Objekt
درد خفیف و کشنده داشتن، سوزش خفیف.
- Mein Zahn ziept seit gestern Abend.دندانم از دیشب درد خفیفی دارد.
- Es ziept ein bisschen, wenn ich den Arm bewege.وقتی دستم را حرکت میدهم، کمی درد میگیرد.
2
Akkusativ
چیزی را با کشیدن یا نیشگون گرفتن آزار دادن.
- Die kleine Schwester ziept ihren Bruder an den Haaren.خواهر کوچک موهای برادرش را میکشد.
- Der Pullover ziept auf der Haut.پلیور روی پوست اذیت میکند (نیشگون میگیرد).