zieren

Aussprache: /ˈtsiːrən/
Wortzerlegung: zie·ren
فعل

آراستن، تزئین کردن؛ زینت بخشیدن؛ (به طور کنایه) خودداری کردن از انجام کاری

Beispiele

  • Die Reliquie ist mit Rubinen und Perlen ''geziert.این یادگار با یاقوت و مروارید تزئین شده است.
  • Ihre Zurückhaltung ''ziert'' Sie.خودداری تو به تو می‌آید.
  • Das Steinrelief ''zierte'' die Stirnwand des Tempels.این نقش برج سنگی نمای جلوی معبد را زینت می‌داد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را زیبا کردن، آراستن یا زینت دادن

  • Blumen zieren den Tisch.گل‌ها میز را زینت می‌دهند.
  • Ein schönes Gemälde ziert die Wand.یک نقاشی زیبا دیوار را می‌آراید.
2 sich

خودداری کردن از انجام کاری، ناز کردن، ادا درآوردن (معمولاً با sich)

  • Sie zierte sich, als er sie zum Tanz aufforderte.او وقتی که مرد از او برای رقص دعوت کرد، ناز کرد.
  • Zier dich nicht so, iss einfach!اینقدر ناز نکن، فقط بخور!