zimentieren
با پیمانه "زیمنت" اندازهگیری کردن؛ (در مورد ظروف) بررسی کردن برای انطباق با معیارها
Bedeutungen
1
Akkusativ
با سیمان محکم کردن، سیمانکاری کردن
- Die Bauarbeiter zimentieren die Fundamente des neuen Gebäudes.کارگران ساختمانی پیهای ساختمان جدید را سیمان میکنند.
- Man muss den Zaunpfahl gut zimentieren, damit er stabil steht.باید پایه حصار را خوب سیمان کرد تا محکم بایستد.
2
Akkusativ
تثبیت کردن، محکم کردن (موقعیت، ایده، رابطه) به صورت مجازی
- Der Vertrag zimentiert die Zusammenarbeit zwischen den beiden Firmen.این قرارداد همکاری بین دو شرکت را تثبیت میکند.
- Seine Erfolge haben seine Position im Unternehmen zimentiert.موفقیتهای او موقعیتش را در شرکت تثبیت کرده است.