zimmergroß
به اندازه اتاق
Bedeutungen
1
به اندازهای بزرگ که بتواند یک اتاق را پر کند؛ بسیار بزرگ.
- Der Fernseher war fast zimmergroß und dominierte den Raum.تلویزیون تقریباً به اندازه اتاق بود و فضا را اشغال کرده بود.
- Sie kaufte eine zimmergroße Skulptur für ihren Garten.او یک مجسمه به اندازه اتاق برای باغش خرید.
- Der Raum wirkte durch das zimmergroße Sofa kleiner.اتاق به خاطر مبل به اندازه اتاق، کوچکتر به نظر میرسید.