zimpern
ناز کردن، لوس کردن خود، تردید کردن
Beispiele
- Zimpere'' nicht, das wird schon gutgehen.ناز نکن، درست خواهد شد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
با ناز و ادا رفتار کردن، لوس کردن خود، تظاهر به خجالت یا حساسیت بیش از حد کردن.
- Sie zimperte bei jeder Kleinigkeit und wollte nicht mitmachen.او سر هر چیز کوچکی ناز میکرد و نمیخواست همکاری کند.
- Hör auf zu zimpern und iss einfach dein Gemüse!دست از ناز کردن بردار و فقط سبزیجاتت را بخور!