zimpern

Aussprache: /ˈt͡sɪmpɐn/
Wortzerlegung: zim·pern
فعل

ناز کردن، لوس کردن خود، تردید کردن

Beispiele

  • Zimpere'' nicht, das wird schon gutgehen.ناز نکن، درست خواهد شد.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

با ناز و ادا رفتار کردن، لوس کردن خود، تظاهر به خجالت یا حساسیت بیش از حد کردن.

  • Sie zimperte bei jeder Kleinigkeit und wollte nicht mitmachen.او سر هر چیز کوچکی ناز می‌کرد و نمی‌خواست همکاری کند.
  • Hör auf zu zimpern und iss einfach dein Gemüse!دست از ناز کردن بردار و فقط سبزیجاتت را بخور!