zingelnden
خطخطیکننده، نقطهنقطهکننده
Bedeutungen
1
ایجاد صدای زنگ یا شبیه به آن، به ویژه در متون ادبی یا توصیفی برای ایجاد فضایی خاص (شکل حال حاضر فعل zingeln).
- Das leise Zingeln der Glöckchen begleitete den Einzug der Braut.زنگهای ریز زنگولهها، ورود عروس را همراهی میکرد.
- Man hörte das ferne Zingeln der Schiffsglocken im Nebel.صدای زنگ کشتیها در مه از دور به گوش میرسید.