Konjugierte Form
خطخطی کردند، نقطهنقطهکردند
معانی و تعاریف zingelten:
- ایجاد صدای زنگ یا شبیه به آن، به ویژه در متون ادبی یا توصیفی برای ایجاد فضایی خاص (شکل گذشته فعل zingeln).
جملات نمونه برای zingelten:
Die Sirenen der Stadt zingelten, als die Gefahr drohte.
آژیرهای شهر به صدا درآمدند، هنگامی که خطر تهدید میکرد.
Die Pferdehufe zingelten auf dem Kopfsteinpflaster.
سم اسبها بر روی سنگفرش صدای زنگمانندی ایجاد میکرد.