zirkulär
دایرهای، چرخشی، مدور
Bedeutungen
1
به شکل دایره یا دایرهای؛ مدور.
- Die Tische im Restaurant sind zirkulär angeordnet.میزها در رستوران به صورت دایرهای چیده شدهاند.
- Wir saßen in einem zirkulären Raum.ما در یک اتاق دایرهای شکل نشسته بودیم.
- Die zirkuläre Bewegung der Erde um die Sonne ist bekannt.حرکت مدور زمین به دور خورشید شناخته شده است.
2
چرخشی؛ مربوط به یک فرآیند یا الگو که به صورت چرخهای تکرار میشود.
- Das zirkuläre Denken hilft, Zusammenhänge besser zu verstehen.تفکر چرخشی به درک بهتر ارتباطات کمک میکند.
- Die zirkuläre Wirtschaft zielt auf Wiederverwendung und Recycling ab.اقتصاد چرخشی بر استفاده مجدد و بازیافت تمرکز دارد.
- Ein zirkulärer Prozess wurde in der Produktion eingeführt.یک فرآیند چرخشی در تولید معرفی شد.