zirpen
جیرجیر کردن (صدای حشرات)
Beispiele
- Zirp, zirp“ ''zirpte'' das Heimchen.جیرجیرک جیرجیر کرد.
- Doch das Grillchen, Gleichsam zum Dank für seine Rettung, fing Im Busen lieblich jetzt zu ''zirpen'' an.“ (1836)اما جیرجیرک کوچک، گویی در عوض تشکرش، به زیبایی در سینه شروع به جیرجیر کردن کرد.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
صدای خاصی که حشرات (مانند جیرجیرک) یا گاهی پرندگان تولید میکنند.
- Die Grillen zirpten die ganze Nacht.جیرجیرکها تمام شب جیرجیر میکردند.
- Man konnte das leise Zirpen der Vögel hören.میشد صدای جیرجیر آرام پرندگان را شنید.