فعل
هیسهیس کردن، صدای سوت دادن
معانی و تعاریف zischen:
- صدای خشخش یا فیسفیس تولید کردن (مانند مار، گاز، مایعات داغ)
- با صدای آهسته و تند چیزی را گفتن، هیس کردن (برای جلب توجه یا هشدار)
- (نوشیدنی) گازدار بودن و صدای گاز دادن
جملات نمونه برای zischen:
Als ich sie berührte, ''zischte'' die Schlange.
وقتی به او دست زدم، مار هیس کرد.
Das Fett ''zischte'' beim Braten des Steaks in der Pfanne.
چربی هنگام سرخ کردن استیک در تابه صدای هیس میداد.
Die Luft ''zischte'' aus dem Reifen.
هوا از لاستیک با صدای سوت خارج میشد.