anzischen
با صدای وزوز نزدیک شدن، با تندی صحبت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anzischen)
با صدای هیس یا فیش فیش به کسی یا چیزی واکنش نشان دادن یا آن را مورد خطاب قرار دادن؛ با لحنی تند و زننده با کسی صحبت کردن.
- Die Katze zischte den Hund wütend an.گربه با عصبانیت به سگ غرید.
- Er zischte ihr eine Beleidigung ins Ohr.او با لحنی تند توهینی در گوشش گفت.
2
ist + an + Akkusativ (an etwas)
با صدای وزوز به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن یا نزدیک شدن (مانند مار یا بخار).
- Der Dampf zischte an dem Ventil an.بخار با صدای فیش فیش از دریچه خارج شد.
- Die Schlange zischte auf die Maus zu.مار با صدای هیس به سمت موش حمله کرد.