zitieren
۱. نقلقول کردن ۲. احضار کردن (به دادگاه)
Beispiele
- Bei jeder passenden und unpassenden Gelegenheit ''zitierte'' er Göthe.او در هر موقعیت مناسب و نامناسبی گوته را نقلقول میکرد.
- Wenn ich die Route geschafft habe, bin ich kurz glücklich, bald darauf aber traurig, weil ich einen Traum realisiert habe und dieser somit nicht mehr existiert, ''zitiert'' Zak den Freikletterer A. Albert.وقتی مسیر را تمام میکنم، برای لحظهای خوشحالم، اما بلافاصله بعد از آن غمگین میشوم، چون رویایی را محقق کردهام و بنابراین دیگر وجود ندارد، زاک از سنگنورد آزاد آ. آلبرت نقلقول میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
نقل قول کردن، از قول کسی یا متنی آوردن
- Er zitierte einen berühmten Dichter.او از یک شاعر معروف نقل قول کرد.
- Bitte zitieren Sie die Quelle korrekt.لطفاً منبع را به درستی نقل قول کنید.
2
Akkusativ
احضار کردن، فراخواندن (به دادگاه یا برای بازجویی)
- Der Zeuge wurde vor Gericht zitiert.شاهد به دادگاه احضار شد.
- Die Polizei zitierte ihn zur Vernehmung.پلیس او را برای بازجویی احضار کرد.