zivilisieren
متمدن کردن، تمدن بخشیدن، اهلی کردن (در مفهوم فرهنگی)
Beispiele
- So konnten sie offensichtlich eigennützige Feldzüge als altruistische Missionen tarnen, die dazu dienten, wilde Barbaren zu ''zivilisieren.بنابراین آنها میتوانستند لشکرکشیهای آشکارا خودخواهانه را به عنوان مأموریتهای نوعدوستانه پنهان کنند که هدفشان «متمدن کردن» بربرهای وحشی بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
متمدن کردن، اهلی کردن (یک جامعه، یک فرد)
- Man versuchte, die Wilden zu zivilisieren.تلاش میشد تا وحشیها را متمدن کنند.
- Bildung kann eine Gesellschaft zivilisieren und voranbringen.آموزش میتواند یک جامعه را متمدن و پیشرفته کند.