zocken
قمار کردن، بازی (ویدئویی) کردن، معاملات پرخطر بورسی انجام دادن
Beispiele
- 1996 kamen acht Millionen Touristen nach Macao, die Hälfte von ihnen ''zockt'' im Kasino.در سال ۱۹۹۶، هشت میلیون گردشگر به ماکائو آمدند که نیمی از آنها در کازینو قمار میکنند.
Bedeutungen
1
intransitiv / um + Akkusativ
قمار کردن، شرطبندی کردن (محاوره)
- Er zockt gerne im Casino.او دوست دارد در کازینو قمار کند.
- Sie haben um viel Geld gezockt.آنها بر سر پول زیادی قمار کردند.
2
intransitiv / Akkusativ
بازیهای ویدیویی یا کامپیوتری کردن (محاوره)
- Die Jugendlichen zocken den ganzen Tag.نوجوانان تمام روز بازی کامپیوتری میکنند.
- Ich habe gestern Abend ein neues Spiel gezockt.من دیشب یک بازی جدید انجام دادم.