zoffen
دعوا کردن، بحث و جدل کردن
Beispiele
- Blutiger Streit unter fünf Jugendlichen: An der Götzstraße in Tempelhof ''zoffen sich'' zwei junge Männer (19, 20) mit drei Gleichaltrigen.نزاع خونین میان پنج نوجوان: در خیابان گوتز استراس در تمپلهوف، دو مرد جوان (۱۹، ۲۰ ساله) با سه فرد همسن و سال خود درگیر میشوند.
Bedeutungen
1
sich (mit + Dativ)
(غیررسمی) با کسی دعوا یا جر و بحث کردن.
- Die Geschwister zoffen sich ständig um Kleinigkeiten.خواهر و برادرها دائماً سر مسائل کوچک با هم دعوا میکنند.
- Er hat sich mit seinem Nachbarn gezofft.او با همسایهاش جر و بحث کرده است.