niederziehen
پایین کشیدن، تضعیف کردن (روحیه/اعتبار)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را فیزیکی به سمت پایین کشیدن.
- Er zog den Vorhang nieder.او پرده را پایین کشید.
- Der schwere Mantel zog ihn nieder.پالتوی سنگین او را به سمت پایین میکشید.
2
Akkusativ
روحیه، خلق یا اعتبار کسی را خراب و تضعیف کردن.
- Die schlechten Nachrichten zogen die Stimmung nieder.اخبار بد روحیه را خراب کرد.