zuziehen
بستن (با کشیدن)، مبتلا شدن به (بیماری)، مشورت کردن، ساکن جدید شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پرده، در یا گره را با کشیدن بستن یا سفت کردن (با فعل کمکی haben).
- Bitte ziehen Sie die Vorhänge zu.لطفاً پردهها را بکشید (ببندید).
- Er zog die Tür hinter sich zu.او در را پشت سرش بست.
2
sich (Dativ) + Akkusativ
به بیماری، آسیب یا سرماخوردگی دچار شدن (با فعل کمکی haben).
- Er hat sich eine schwere Erkältung zugezogen.او دچار یک سرماخوردگی شدید شد.
- Sie zog sich beim Sport eine Verletzung zu.او هنگام ورزش دچار آسیبدیدگی شد.
3
intransitiv (nach + Dat / in + Akk)
به عنوان ساکن جدید به شهری یا منطقهای وارد و مهاجرت کردن (با فعل کمکی sein).
- Er ist letztes Jahr nach Berlin zugezogen.او سال گذشته به عنوان ساکن جدید به برلین آمد.
- Viele Menschen sind in die Stadt zugezogen.افراد زیادی تازه به این شهر نقل مکان کردهاند.
4
Akkusativ
متخصص یا پزشکی را برای همفکری و مشورت فراخواندن (با فعل کمکی haben).
- Sollten wir nicht besser einen Arzt zuziehen?آیا نباید بهتر باشد با یک پزشک مشورت کنیم (او را دعوت کنیم)؟