zuziehen

Aussprache: /ˈtsuːˌtsiːən/
Wortzerlegung: zu·zie·hen
فعل

بستن (با کشیدن)، مبتلا شدن به (بیماری)، مشورت کردن، ساکن جدید شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پرده، در یا گره را با کشیدن بستن یا سفت کردن (با فعل کمکی haben).

  • Bitte ziehen Sie die Vorhänge zu.لطفاً پرده‌ها را بکشید (ببندید).
  • Er zog die Tür hinter sich zu.او در را پشت سرش بست.
2 sich (Dativ) + Akkusativ

به بیماری، آسیب یا سرماخوردگی دچار شدن (با فعل کمکی haben).

  • Er hat sich eine schwere Erkältung zugezogen.او دچار یک سرماخوردگی شدید شد.
  • Sie zog sich beim Sport eine Verletzung zu.او هنگام ورزش دچار آسیب‌دیدگی شد.
3 intransitiv (nach + Dat / in + Akk)

به عنوان ساکن جدید به شهری یا منطقه‌ای وارد و مهاجرت کردن (با فعل کمکی sein).

  • Er ist letztes Jahr nach Berlin zugezogen.او سال گذشته به عنوان ساکن جدید به برلین آمد.
  • Viele Menschen sind in die Stadt zugezogen.افراد زیادی تازه به این شهر نقل مکان کرده‌اند.
4 Akkusativ

متخصص یا پزشکی را برای همفکری و مشورت فراخواندن (با فعل کمکی haben).

  • Sollten wir nicht besser einen Arzt zuziehen?آیا نباید بهتر باشد با یک پزشک مشورت کنیم (او را دعوت کنیم)؟