heraufziehen
بالا کشیدن، نزدیک شدن (طوفان/بحران)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas heraufziehen)
چیزی را از پایین به سمت بالا کشیدن (با فعل کمکی haben).
- Der Kranfahrer zieht die Lasten langsam herauf.جرثقیلچی بارها را به آرامی بالا میکشد.
- Sie zog den Reißverschluss ihrer Jacke herauf.او زیپ کاپشنش را بالا کشید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
پدیدار شدن و نزدیک شدن (طوفان، ابر، بحران - با فعل کمکی sein).
- Dunkle Wolken ziehen am Horizont herauf.ابرهای تیره در افق در حال نزدیک شدن هستند.
- Eine neue Krise zieht in Europa herauf.بحران جدیدی در اروپا در حال شکلگیری است.