heraufziehen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯fˌtsiːən/
Worttrennung: her·auf·zie·hen
فعل

بالا کشیدن، نزدیک شدن (طوفان/بحران)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas heraufziehen)

چیزی را از پایین به سمت بالا کشیدن (با فعل کمکی haben).

  • Der Kranfahrer zieht die Lasten langsam herauf.جرثقیل‌چی بارها را به آرامی بالا می‌کشد.
  • Sie zog den Reißverschluss ihrer Jacke herauf.او زیپ کاپشنش را بالا کشید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

پدیدار شدن و نزدیک شدن (طوفان، ابر، بحران - با فعل کمکی sein).

  • Dunkle Wolken ziehen am Horizont herauf.ابر‌های تیره در افق در حال نزدیک شدن هستند.
  • Eine neue Krise zieht in Europa herauf.بحران جدیدی در اروپا در حال شکل‌گیری است.