hochziehen
بالا کشیدن، بالا بردن، ساختن، برپا کردن، بزرگ کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochziehen)
چیزی را به سمت بالا کشیدن (مانند کرکره، جوراب، زانو، شانه).
- Kannst du bitte die Rollläden hochziehen?میتوانی لطفا کرکرهها را بالا بکشی؟
- Er zog die Schultern hoch, um seine Überraschung zu zeigen.او شانههایش را بالا انداخت تا شگفتیاش را نشان دهد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hochziehen)
دیوار، ساختمان یا سازهای را سریع بنا کردن و بالا آوردن.
- Die Firma hat in kurzer Zeit ein neues Bürogebäude hochgezogen.شرکت در مدت کوتاهی یک ساختمان اداری جدید بنا کرد.
- Sie wollen dort eine kleine Hütte hochziehen.آنها میخواهند آنجا یک کلبه کوچک بسازند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas hochziehen)
فرزند یا کودکی را با زحمت بزرگ کردن (عاميانه).
- Sie hat ihre Kinder allein groß und stark hochgezogen.او فرزندانش را به تنهایی بزرگ و قوی کرد.
- Es war nicht leicht, ihn nach dem Tod seines Vaters hochzuziehen.بزرگ کردن او پس از مرگ پدرش آسان نبود.
4
intransitiv / die Nase hochziehen
مخاط بینی را بالا کشیدن.
- Das Kind zog die Nase hoch, weil es weinen musste.کودک دماغش را بالا کشید چون میخواست گریه کند.
- Er zog die Nase hoch und tat so, als ob er nichts bemerkt hätte.او دماغش را بالا کشید و طوری رفتار کرد که انگار متوجه چیزی نشده است.