anzotteln
به آرامی نزدیک شدن, با بیحالی یا با تاخیر رسیدن
Bedeutungen
1
intransitiv / sich (Akkusativ) (anzotteln)
به آرامی، با دشواری و اغلب با بیدقتی حرکت کردن، به خصوص وقتی که فرد خسته یا پیر است.
- Der alte Mann zottelte langsam den Berg hinauf.پیرمرد به آرامی از کوه بالا میرفت.
- Nach dem langen Tag zottelte sie müde nach Hause.پس از روز طولانی، او خسته به خانه رفت.