zu Bett sein

Aussprache: /tsuː ˈbɛt zaɪ̯n/
Worttrennung: zu ·Bet·t ·sein
اصطلاح

در رختخواب بودن، به رختخواب رفته بودن

Bedeutungen

1

در حال استراحت در رختخواب، معمولاً برای خوابیدن یا استراحت کردن.

  • Es ist schon spät, ich bin jetzt zu Bett.خیلی دیر شده، من الان به رختخواب می‌روم.
  • Die Kinder sind schon seit einer Stunde zu Bett.بچه‌ها یک ساعت است که به رختخواب رفته‌اند.
  • Nach dem langen Tag war ich froh, endlich zu Bett zu sein.پس از روز طولانی، خوشحال بودم که بالاخره به رختخواب بروم.