zu Kreuze kriechen

Aussprache: /tsuː ˈkrɔɪ̯tsə ˌkriːçən/
Worttrennung: zu ·Kreu·ze ·krie·chen
اصطلاح

به زانو درآمدن، تسلیم شدن (با اکراه)

Bedeutungen

1

با اکراه و شرمندگی زیاد، به نشانه عذرخواهی یا تسلیم، خود را کوچک کردن و التماس کردن.

  • Nachdem er seinen Fehler eingesehen hatte, musste er zu Kreuze kriechen.پس از اینکه اشتباهش را پذیرفت، مجبور شد به زانو درآید و عذرخواهی کند.
  • Er war so verzweifelt, dass er sogar zu Kreuze kriechen würde, um seine Stelle zu behalten.او آنقدر ناامید بود که حتی برای حفظ شغلش حاضر بود به زانو درآید.
  • Sie weigerte sich, vor ihrem Chef zu Kreuze zu kriechen, obwohl sie einen Fehler gemacht hatte.او حاضر نشد جلوی رئیسش به زانو درآید، هرچند اشتباهی کرده بود.