zu Kreuze kriechen
به زانو درآمدن، تسلیم شدن (با اکراه)
Bedeutungen
1
با اکراه و شرمندگی زیاد، به نشانه عذرخواهی یا تسلیم، خود را کوچک کردن و التماس کردن.
- Nachdem er seinen Fehler eingesehen hatte, musste er zu Kreuze kriechen.پس از اینکه اشتباهش را پذیرفت، مجبور شد به زانو درآید و عذرخواهی کند.
- Er war so verzweifelt, dass er sogar zu Kreuze kriechen würde, um seine Stelle zu behalten.او آنقدر ناامید بود که حتی برای حفظ شغلش حاضر بود به زانو درآید.
- Sie weigerte sich, vor ihrem Chef zu Kreuze zu kriechen, obwohl sie einen Fehler gemacht hatte.او حاضر نشد جلوی رئیسش به زانو درآید، هرچند اشتباهی کرده بود.