zu Rande kommen
کنار آمدن با چیزی، از عهده چیزی برآمدن، مدیریت کردن
Bedeutungen
1
موفق شدن در انجام کاری، مدیریت کردن یک موقعیت دشوار یا کنار آمدن با مشکلات.
- Mit der neuen Software kommen wir langsam zu Rande.ما به تدریج با نرمافزار جدید کنار میآییم.
- Sie hat es geschafft, trotz der vielen Arbeit zu Rande zu kommen.او موفق شد با وجود کار زیاد، از عهده آن برآید.
- Wir müssen einen Weg finden, wie wir mit diesem Problem zu Rande kommen.ما باید راهی پیدا کنیم که با این مشکل کنار بیاییم.