zu Rande kommen

Aussprache: /tsuˈʁandə ˌkɔmən/
Worttrennung: zu Ran·de ·kom·men
اصطلاح

کنار آمدن با چیزی، از عهده چیزی برآمدن، مدیریت کردن

Bedeutungen

1

موفق شدن در انجام کاری، مدیریت کردن یک موقعیت دشوار یا کنار آمدن با مشکلات.

  • Mit der neuen Software kommen wir langsam zu Rande.ما به تدریج با نرم‌افزار جدید کنار می‌آییم.
  • Sie hat es geschafft, trotz der vielen Arbeit zu Rande zu kommen.او موفق شد با وجود کار زیاد، از عهده آن برآید.
  • Wir müssen einen Weg finden, wie wir mit diesem Problem zu Rande kommen.ما باید راهی پیدا کنیم که با این مشکل کنار بیاییم.