zu Tode kommen

Aussprache: /t͡suː ˈtoːdə ˌkɔmən/
Worttrennung: zu To·de ·kom·men
اصطلاح

کشته شدن، جان باختن

Bedeutungen

1

به معنای مردن یا کشته شدن، معمولاً در اثر یک حادثه، بیماری شدید یا خشونت.

  • Er kam bei dem Flugzeugabsturz zu Tode.او در سانحه سقوط هواپیما جان باخت.
  • Leider kam das kleine Tier im Kampf zu Tode.متأسفانه حیوان کوچک در نبرد کشته شد.
  • Sie kam durch eine seltene Krankheit zu Tode.او بر اثر یک بیماری نادر جان خود را از دست داد.