zu Wort kommen
فرصت صحبت کردن پیدا کردن، اجازه صحبت یافتن، به حرف آمدن
Bedeutungen
1
فرصت پیدا کردن برای بیان نظر، صحبت کردن در یک بحث یا جلسه، یا اینکه اجازه داده شود حرف بزند.
- In der Diskussion hatte jeder die Möglichkeit, zu Wort zu kommen.در بحث، هر کس فرصت صحبت کردن پیدا کرد.
- Der schüchterne Junge kam endlich zu Wort und erklärte seine Idee.پسر خجالتی بالاخره فرصت یافت حرف بزند و ایدهاش را توضیح داد.
- Bitte warten Sie, bis Sie an der Reihe sind, um zu Wort zu kommen.لطفاً صبر کنید تا نوبت شما برای صحبت کردن فرا برسد.