zu tief ins Glas schauen
بیش از حد الکل نوشیدن، مست کردن
Bedeutungen
1
زیادهروی در نوشیدن مشروبات الکلی؛ به حدی نوشیدن که فرد مست شود.
- Er hat gestern Abend zu tief ins Glas geschaut und konnte heute Morgen kaum aufstehen.او دیشب بیش از حد مشروب نوشید و امروز صبح به سختی توانست از جا بلند شود.
- Bei der Feier haben einige Gäste zu tief ins Glas geschaut.در جشن، برخی از مهمانان بیش از حد مشروب نوشیدند.
- Ich trinke heute Abend nur ein Glas Wein, ich will nicht wieder zu tief ins Glas schauen.من امشب فقط یک لیوان شراب مینوشم، نمیخواهم دوباره بیش از حد مشروب بخورم.