zu weit gehen
از حد گذراندن، زیادهروی کردن
Bedeutungen
1
به معنی انجام کاری است که از مرزهای قابل قبول، اخلاقی یا عرفی فراتر میرود و اغلب منجر به پیامدهای منفی میشود.
- Mit seinen beleidigenden Kommentaren ist er wirklich zu weit gegangen.او با نظرات توهینآمیزش واقعاً از حد گذراند.
- Ich finde, du gehst mit dieser Kritik zu weit.من فکر میکنم تو با این انتقاد زیادهروی میکنی.
- Wenn du so weitermachst, wirst du zu weit gehen und Ärger bekommen.اگر اینطور ادامه دهی، از حد خواهی گذراند و دچار دردسر خواهی شد.