zu weit gehen

Aussprache: /tsuː ˌvaɪ̯t ˈɡeːən/
Worttrennung: zu weit ·ge·hen
اصطلاح

از حد گذراندن، زیاده‌روی کردن

Bedeutungen

1

به معنی انجام کاری است که از مرزهای قابل قبول، اخلاقی یا عرفی فراتر می‌رود و اغلب منجر به پیامدهای منفی می‌شود.

  • Mit seinen beleidigenden Kommentaren ist er wirklich zu weit gegangen.او با نظرات توهین‌آمیزش واقعاً از حد گذراند.
  • Ich finde, du gehst mit dieser Kritik zu weit.من فکر می‌کنم تو با این انتقاد زیاده‌روی می‌کنی.
  • Wenn du so weitermachst, wirst du zu weit gehen und Ärger bekommen.اگر اینطور ادامه دهی، از حد خواهی گذراند و دچار دردسر خواهی شد.