zubekommen
توانستن بستن در یا چمدان
Bedeutungen
1
Akkusativ
موفق به بستن زیپ، درب چمدان، قوطی یا درگاه پرشده شدن
- Der Koffer ist so voll, ich bekomme ihn nicht zu.چمدان آنقدر پر است که من نمیتوانم درش را ببندم.
- Kannst du mir helfen? Ich bekomme das Kleid nicht zu.میتوانی کمکم کنی؟ من نمیتوانم زیپ پیراهنم را ببندم.