فعل
شکر زدن، شیرین کردن با شکر
معانی و تعاریف zuckern:
- با شکر شیرین کردن، شکر پاشیدن
جملات نمونه برای zuckern:
Wenn der Obstsalat zu sauer ist, ''zuckert'' der Hausmann ihn einige Zeit vor dem Servieren.
اگر سالاد میوه خیلی ترش باشد، مرد خانه کمی قبل از سرو کردن به آن «شکر میزند.»
Herr Meier ''zuckerte'' stets seinen Tee mit drei gehäuften Teelöffeln Kandis.
آقای مایر همیشه چای خود را با سه قاشق چایخوری سرپر قند «شیرین میکرد.»
Möchten Sie Ihren Kaffee zuckern?
آیا مایلید قهوهتان را شیرین کنید؟