zuckersüß

Aussprache: /ˈt͡sʊkɐˌzyːs/
Worttrennung: zu·cker·süß
صفت

بسیار شیرین، قندی، (کنایه: بیش از حد مهربان)

Bedeutungen

1

بسیار شیرین، با طعم قند زیاد.

  • Dieser Kuchen ist zuckersüß.این کیک خیلی شیرین است.
  • Die Limonade war mir zu zuckersüß.نوشابه برای من بیش از حد شیرین بود.
  • Er mag zuckersüße Desserts.او دسرهای خیلی شیرین را دوست دارد.
2

به صورت مجازی یا کنایه‌آمیز، بیش از حد شیرین، دل‌چسب یا مهربان؛ گاهی با بار معنایی منفی (تصنعی).

  • Ihre Komplimente waren zuckersüß und unglaubwürdig.تعارفات او بیش از حد شیرین و غیرقابل باور بود.
  • Er hat eine zuckersüße Stimme, die nervt.او صدایی بسیار شیرین (و کمی آزاردهنده) دارد.
  • Das ist ja zuckersüß, wie ihr euch küsst!چقدر شیرین (و شاید کمی تصنعی) است که شما همدیگر را می‌بوسید!