zuckersüß
بسیار شیرین، قندی، (کنایه: بیش از حد مهربان)
Bedeutungen
1
بسیار شیرین، با طعم قند زیاد.
- Dieser Kuchen ist zuckersüß.این کیک خیلی شیرین است.
- Die Limonade war mir zu zuckersüß.نوشابه برای من بیش از حد شیرین بود.
- Er mag zuckersüße Desserts.او دسرهای خیلی شیرین را دوست دارد.
2
به صورت مجازی یا کنایهآمیز، بیش از حد شیرین، دلچسب یا مهربان؛ گاهی با بار معنایی منفی (تصنعی).
- Ihre Komplimente waren zuckersüß und unglaubwürdig.تعارفات او بیش از حد شیرین و غیرقابل باور بود.
- Er hat eine zuckersüße Stimme, die nervt.او صدایی بسیار شیرین (و کمی آزاردهنده) دارد.
- Das ist ja zuckersüß, wie ihr euch küsst!چقدر شیرین (و شاید کمی تصنعی) است که شما همدیگر را میبوسید!