zuckerten
شکر زدند (گذشته سوم شخص جمع)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور مجازی یا استعاری، چیزی را با شیرینی یا ملایمت پوشاندن یا نرم کردن؛ تسلیم کردن یا مطیع کردن کسی با روشهای نرم و دلپذیر.
- Der Diplomat versuchte, die erhitzten Gemüter mit süßen Worten zu zuckerten.دیپلمات تلاش کرد تا احساسات برافروخته را با کلمات شیرین نرم کند.
- Manche Kritiker werfen der Politik vor, die Bevölkerung mit kleinen Zugeständnissen zu zuckerten, anstatt grundlegende Probleme anzugehen.برخی منتقدان، سیاست را به خاطر نرم کردن مردم با امتیازات کوچک به جای پرداختن به مشکلات اساسی سرزنش میکنند.