zuckerweiß
سفید مثل شکر
Bedeutungen
1
به رنگ سفید خالص و درخشان، مانند شکر تصفیه شده.
- Ihr Haar war im Alter zuckerweiß geworden.موهای او در دوران پیری سفید مثل شکر شده بود.
- Der frisch gefallene Schnee lag zuckerweiß auf den Feldern.برف تازه باریده، سفید مثل شکر بر روی مزارع نشسته بود.
- Die Braut trug ein zuckerweißes Kleid.عروس لباسی به رنگ سفید خالص شکر پوشیده بود.