zudienen

Aussprache: /ˈtsuːˌdiːnən/
Wortzerlegung: zu·die·nen
فعل

کمک کردن، یاری رساندن، خدمت کردن؛ تعلق داشتن

Beispiele

  • Sie war die Mutterkirche von Thun, und ein halbes ChorherrenCollegium soll ihr ''zugedient'' haben.او کلیسای مادر شهر تون بود و گفته می‌شود که نیمی از انجمن کشیشان به آن خدمت می‌کردند.

Bedeutungen

1 Dativ

به کسی یا چیزی خدمت کردن، کمک کردن یا در خدمت بودن.

  • Er hat dem König viele Jahre zugedient.او سال‌های زیادی به پادشاه خدمت کرد.
  • Die Hilfskräfte dienten den Verletzten zu.نیروهای کمکی به مجروحان کمک کردند.