zudonnern

Aussprache: /ˈtsuːˌdɔnɐn/
Wortzerlegung: zu·don·nern
فعل

محکم بستن (در)، کوبیدن (در را)

Beispiele

  • Als er wieder zu sich kam und die Tür ''zudonnern'' wollte, stand Barbara bereits im Flur.وقتی او به هوش آمد و خواست در را بکوبد، باربارا قبلاً در راهرو ایستاده بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

در، پنجره و غیره را با صدای بلند و رعدآسا بستن

  • Er donnerte die Tür wütend zu.او با عصبانیت در را محکم بست.
  • Sie hat das Fenster mit einem Knall zugedonnert.او پنجره را با صدای بلندی محکم بست.
2 auf + Akkusativ / zu + Dativ

با سرعت و صدای بلند به سمت چیزی حرکت کردن (محاوره)

  • Der Zug donnerte auf den Bahnhof zu.قطار با غرش به سمت ایستگاه حرکت کرد.
  • Das Auto donnerte mit hoher Geschwindigkeit auf uns zu.ماشین با سرعت زیاد به سمت ما آمد.