zudröhnen
کر کردن، گیج کردن (با صدا یا مواد مخدر)، مست کردن
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ (sich + zudröhnen)
(خود را) با مواد مخدر یا الکل به شدت مست یا نشئه کردن.
- Er hat sich mit Alkohol zugedröhnt.او خودش را با الکل حسابی مست کرد.
- Sie drohnten sich mit Drogen zu.آنها خود را با مواد مخدر نشئه کردند.
2
Akkusativ (etwas + zudröhnen)
(چیزی را) با صدای بلند و آزاردهنده پر کردن.
- Die Musik dröhnte die ganze Nacht durch.موسیقی تمام شب با صدای بلند گوش را کر میکرد.
- Der Lärm dröhnte die Nachbarn zu.سر و صدا همسایهها را کلافه و گیج کرد.