zueinanderfinden

Aussprache: /tsuːʔaɪ̯ˈnandɐˌfɪndən/
Worttrennung: zu·ein·an·der·fin·den
فعل

به یکدیگر رسیدن، آشتی کردن، به تفاهم رسیدن

Bedeutungen

1 zueinanderfinden

دو شخص پس از مدتی دوری یا جستجو به یکدیگر رسیدن و عاطفی پیوند خوردن

  • Nach langer Suche haben die beiden Freunde endlich zueinandergefunden.پس از جستجوی طولانی، دو دوست بالاخره به یکدیگر رسیدند.
  • Es dauerte eine Weile, bis sie zueinanderfanden und sich verliebten.مدتی طول کشید تا آن‌ها به هم رسیدند و عاشق شدند.
2 zueinanderfinden

پس از اختلافات یا سوءتفاهم‌ها به توافق، آشتی و تفاهم متقابل دست یافتن

  • Die beiden Parteien konnten nach langen Verhandlungen zueinanderfinden.دو طرف پس از مذاکرات طولانی توانستند به توافق برسند.
  • Trotz ihrer Differenzen haben sie einen Weg gefunden, wieder zueinanderzufinden.با وجود اختلافاتشان، آن‌ها راهی برای آشتی دوباره پیدا کردند.