zueinanderhalten
به هم وفادار بودن، از هم حمایت کردن
Bedeutungen
1
intransitiv
افراد یک گروه، تیم یا خانواده در شرایط سخت پشتیبان یکدیگر بودن و اتحاد داشتن
- In schwierigen Zeiten müssen wir alle fest zueinanderhalten.در دوران سخت، همه ما باید محکم از یکدیگر حمایت کنیم.
- Die Geschwister haben im Leben immer zueinandergehalten.خواهر و برادرها در زندگی همیشه به یکدیگر وفادار و حامی هم ماندند.