zueinanderhalten

Aussprache: /ˌtsuːaɪ̯ˈnandɐˌhaltn̩/
Worttrennung: zu·ein·an·der·hal·ten
فعل

به هم وفادار بودن، از هم حمایت کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

افراد یک گروه، تیم یا خانواده در شرایط سخت پشتیبان یکدیگر بودن، اتحاد داشتن و به هم وفادار ماندن.

  • In schwierigen Zeiten müssen wir fest zueinanderhalten.در زمان‌های سخت باید محکم به یکدیگر وفادار باشیم.
  • Die Familie hielt in der Krise eng zueinander.خانواده در بحران از نزدیک از یکدیگر حمایت کردند.