zueinanderzuhalten
به هم وفادار بودن، از هم حمایت کردن
Bedeutungen
1
zueinander + Dativ (implied)
اشاره به وفاداری، تعهد متقابل یا پیوند قوی بین افراد یا اشیاء که باعث حفظ انسجام یا وضعیت موجود میشود.
- Es ist entscheidend, dass die Koalitionspartner weiterhin fest zueinanderhalten.این حیاتی است که شرکای ائتلاف همچنان محکم به یکدیگر پایبند بمانند.
- Die Familie musste zueinanderhalten, um diese Krise zu überstehen.خانواده برای عبور از این بحران مجبور بودند به یکدیگر چسبیده بمانند.