zuerst
ابتدا، اول از همه
Beispiele
- Die Erdbeertörtchen waren ''zuerst'' alle.کیکهای توتفرنگی کوچک ابتدا تمام شدند.
- Die ''zuerst'' hitzige Diskussion führte letztlich zu einem guten Kompromiss.بحثی که ابتدا داغ بود، در نهایت به یک سازش خوب منجر شد.
ابتدا، اول از همه