zufällig

Aussprache: /ˈtsuːfɛlɪç/
Worttrennung: zu·fäl·lig
صفت

تصادفی، اتفاقی

Bedeutungen

1

ناشی از تصادف یا شانس؛ بدون برنامه یا قصد قبلی.

  • Wir trafen uns zufällig in der Stadt.ما به طور تصادفی در شهر همدیگر را ملاقات کردیم.
  • Das war ein zufälliger Fund.این یک کشف تصادفی بود.
  • Die Auswahl der Teilnehmer erfolgte zufällig.انتخاب شرکت‌کنندگان به صورت تصادفی انجام شد.