zufällig
تصادفی، اتفاقی
Bedeutungen
1
ناشی از تصادف یا شانس؛ بدون برنامه یا قصد قبلی.
- Wir trafen uns zufällig in der Stadt.ما به طور تصادفی در شهر همدیگر را ملاقات کردیم.
- Das war ein zufälliger Fund.این یک کشف تصادفی بود.
- Die Auswahl der Teilnehmer erfolgte zufällig.انتخاب شرکتکنندگان به صورت تصادفی انجام شد.