zufälligerweise

Aussprache: /ˌt͡suːfɛlɪɡɐˈvaɪ̯zə/
Worttrennung: zu·fäl·li·ger·wei·se
قید

به طور اتفاقی، تصادفاً

Bedeutungen

1

به شکلی که ناشی از تصادف یا شانس باشد؛ بدون برنامه قبلی.

  • Zufälligerweise trafen wir uns im Urlaub.ما به طور اتفاقی در تعطیلات همدیگر را ملاقات کردیم.
  • Ich fand zufälligerweise das verlorene Buch.من تصادفاً کتاب گمشده را پیدا کردم.
  • Zufälligerweise war er gerade da, als ich ihn brauchte.او اتفاقاً درست زمانی که به او نیاز داشتم، آنجا بود.