zufüttern

Aussprache: /ˈtsuːˌfʏtɐn/
Worttrennung: zu·füt·tern
فعل

غذای کمکی دادن، مکمل دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به حیوانات یا نوزادان، علاوه بر غذای اصلی، غذای کمکی یا اضافی دادن

  • Die Bauern mussten die Tiere im Winter zufüttern.کشاورزان مجبور بودند در زمستان به حیوانات خوراک اضافی بدهند.
  • Manchmal muss man Babys mit Flaschenmilch zufüttern.گاهی اوقات باید به نوزادان با شیر خشک تغذیه کمکی داد.