Wort
جاری شدن به سمت، سرازیر شدن
معانی و تعاریف zufliessen:
- به معنای جریان یافتن مایعات (مانند آب، خون) به سمت یک مکان یا یک نقطه مشخص.
- به معنای ورود یا رسیدن منابع مالی یا درآمد به یک سازمان یا فرد.
جملات نمونه برای zufliessen:
Das Wasser aus den Nebenflüssen strömte in den Hauptstrom und erhöhte dessen Volumen.
آب از شاخههای فرعی به سمت رود اصلی جاری شد و حجم آن را افزایش داد.
Nach der Operation floss das Blut langsam in die Drainageschläuche zu.
پس از عمل جراحی، خون به آرامی به سمت لولههای درن سرازیر شد.
Die Einnahmen aus dem Verkauf der Immobilien flossen dem Unternehmen als Kapital zu.
درآمدهای حاصل از فروش املاک به عنوان سرمایه به شرکت وارد شد.